صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
علی مشکل گشا هر زمان می گفت از صدق و صفا / مشکلم بگشا تو ای مشکل گشا
|
سال نهم هجرت رو به اتمام بود و ماه ذى حجه و ايام حج فرا مىرسيد. شهر مكه پس از اينكه به دست پيغمبر اسلام فتح شد در برابر اسلام تسليم و خاضع گرديد و بتها در هم شكسته شد و حاكم شهر مكه نيز از طرف پيغمبر اسلام تعيين مىشد - چنانكه پيش از اين گذشت - و خلاصه از نظر سياسى و ادارى به دست مسلمانان اداره مىشداما با تمام اين احوال هنوز افراد مشرك و بتپرست در مكه و اطراف آن بسيار بودند كه به همان آيين شرك و بت پرستى روزگار به سر مىبردند و حتى در انجام مراسم حج و طواف و غيره آزادانه طبق آيين خود آنها را انجام مىدادند، در اين سال آيات سوره برائت كه متضمن دستور نقض قرارداد با مشركان و رسوا كردن منافقان و متخلفان جنگ تبوك بود بر پيغمبر اسلام نازل شد و رسول خدا(ص) مامور شد به وسيلهاى آنها را بر مشركين ابلاغ كند و جلوى مراسم غلط و عادات زشت آنها را كه به عنوان حج و طواف انجام مىدادند بگيرد و شهر مكه و مراسم حج را از آلودگى به شرك و بت پرستى پاك سازد و اساسا مشركين جزيرة العرب و كسانى كه با پيغمبر پيمانى ندارند تكليف خود را از آن تاريخ تا چهار ماه ديگر براى انتخاب مذهب حق و پذيرفتن حكومت اسلام روشن كنند. رسول خدا(ص)ابو بكر را با گروهى كه برخى شماره آنها را تا سيصد نفر نوشتهاند، مامور كرد به حجبرود و آيات مزبور را در اجتماعات حاجيان بر مردم قرائت كند. ابو بكر براى انجام ماموريتخود حركت كرد ولى پس از رفتن آنها چيزى نگذشت كه جبرئيل بر پيغمبر نازل شد و اين فرمان را از جانب خداى تعالى در مورد ابلاغ آيات برائتبه آن حضرت ابلاغ نمود كه خدا مىفرمايد: «لا يؤدى عنك الا انت او رجل منك». [اين آيات را كسى از سوى تو جز خودت يا مردى كه از تو باشد شخص ديگرى نبايد ابلاغ كند!] رسول خدا(ص)به دنبال نزول اين فرمان على(ع)را طلبيد و به او دستور داد بر شتر مخصوص خود سوار شود و به دنبال ابو بكر برود و آيات را از او بگيرد و اين ماموريت مهم و خطرناك را خود او انجام دهد. على(ع)با چند تن كه از آن جمله جابر بن عبد الله بود به دنبال ابو بكر حركت كرد و به اختلاف نقل در«ذى الحليفه»يا در«روحاء»و يا در«جحفه»به او رسيد و آيات رااز او گرفت تا به مكه ببرد و آنها را كه به عنوان قطعنامهاى از طرف پيغمبر اسلام براى مشركان و كافران بود بر حاجيان ابلاغ كند. در اينجا روايات از طريق شيعه و اهل سنتبه اختلاف نقل شده و در بسيارى از روايات كه از اهل سنت نيز روايتشده و سيوطى در كتاب در المنثور و ديگران در كتابهاى خود نقل كردهاند اين گونه است كه على(ع)به ابو بكر فرمود: پيغمبر تو را مخير ساخته كه همراه من به مكه بيايى و يا از همين نقطه به سوى مدينه بازگردى ولى ابو بكر كه ترسيده بود مبادا در مذمت او آيهاى نازل شده باشد ترجيح داد به مدينه باز گردد و چون به شهر رسيد با كمال ناراحتى به نزد رسول خدا(ص)رفته و گفت: آيا درباره من چيزى بر تو نازل شده(كه مرا از اين ماموريت معزول و على(ع)را به جاى من منصوب داشتى)؟ فرمود: نه، بلكه جبرئيل به نزد من آمد و به من گفت: خداى تعالى فرموده اين آيات را نبايد كسى از سوى تو جز خودت يا كسى كه از تو باشد ابلاغ كند!ابو بكر كه اين سخن را شنيد نگرانيش برطرف شد. و در پارهاى از روايات اهل سنت آمده كه ابو بكر به عنوان امارت حج در آن سال به حج رفت و على(ع)نيز به همراه او براى ابلاغ آيات برائت و ساير دستوراتى كه مامور به ابلاغ آنها بود برفت. ولى نقل اول از جهاتى كه برخى از آنها در ذيل مىآيد معتبرتر و به صحت نزديكتر است كه بر اهل فن و تحقيق پوشيده نيست. مطلب ديگرى كه روايات اين داستان به دست مىآيد آن است كه امير المؤمنين(ع) علاوه بر ابلاغ آيات برائت مامور به ابلاغ چند دستور ديگر نيز شده بود كه در آيات برائت نبود، چنانكه در روايتى از آن حضرت نقل شده كه فرمود: من مامور به ابلاغ چهار چيز شده بودم: 1. كسى جز افراد با ايمان نبايد داخل كعبه شود. 2. كسى حق ندارد با بدن برهنه طواف كند. 3. از اين به بعد هيچ مشركى حق ندارد به مسجد الحرام وارد شود. . هر كس با رسول خدا(ص)عهد و پيمانى دارد تا پايان مدت، عهد و پيمانش محترم و پابرجاست و هر كس پيمانى و عهدى ندارد چهار ماه مهلت دارد تا تكليف خود را روشن كند. در حديث ديگرى است كه اين مواد را پيش از قرائت آيات برائت ابلاغ مىكرد و سپس آيات برائت را بر آنها مىخواند. و بدين ترتيب معلوم مىشود كه دايره ماموريت على(ع)وسيعتر از ابلاغ خصوص آيات برائتبود، زيرا از موضوع داخل نشدن افراد بىايمان در كعبه و جلوگيرى از طواف كردن با بدن برهنه، در آيات برائت ذكرى نشده بود گذشته از آنكه در خود روايتبالا و وحى الهى كه درباره ماموريت مزبور فرموده بود: «لا يؤدى عنك الا انت او رجل منك»اين ماموريت مقيد به ابلاغ آيات برائتبالخصوص نشده و نامى از ماموريتخاصى به ميان نيامده است، و به هر صورت يكى ديگر از دلايل قطعى و مسلم خلافتبلافصل على(ع) بدين ترتيب در كتابهاى اهل سنت و جماعت آمده و بدان اعتراف كردهاند، اگر چه وقتى در برابر استدلال دانشمندان بزرگوار شيعه به اين حديث قرار گرفته و نتوانستهاند آن را انكار كنند در صدد تاويل و توجيه بر آمده و سخنانى دور از انصاف و عدالت گفتهاند، كه نقل آنها و تحقيق بيشتر در اين باره از وضع تدوين اين كتاب خارج است و خواننده محترم بايد براى اطلاع بيشتر به كتابهاى كلامى و استدلالى كه درباره امامت نوشته شده و يا به تفاسير شيعه در ذيل آيات برائت مراجعه كند. و به هر صورت على(ع)به دنبال انجام ماموريتبه مكه آمد و آنچه را مامور به ابلاغ آن شده بود با كمال شجاعت و ايمان و با صدايى رسا و محكم در اجتماعات مكه و منى به مردم ابلاغ كرد و با تمام خطرهايى كه ابلاغ اين ماموريتبراى او داشت در ميان نگاههاى تند و خشم آلود و چهرههاى غضبناك مشركين ماموريتخود را با شمشير برهنهاى كه در دست داشتبه مردم ابلاغ نمود. نظرات شما عزیزان: موضوعات مرتبط: برچسبها:
|
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |